X
تبلیغات
سرباز فراری
 
سرباز فراری
 
 
سرباز
 
 

من  عاشق  این شعر هستم . در شبکه ۴ یه نفر داشت با یه لحن خاص که میشه گفت سوز گداز بود   این شعر را میخوند . 

 

اى قوم، در این عزا بگریید

بر كشته كربلا بگریید

با این دل مرده خنده تاچند

امروز در این عزا بگریید

فرزند رسول را بكشتند

از بهر خداى را بگریید

از خون‏جگر سرشك سازید

بهر دل مصطفى بگریید

وز معدن دل به اشك چون در

بر گوهر مرتضابگریید

با نعمت عافیت‏به صد چشم

بر اهل چنین بلا بگریید

دل خسته ماتم حسینید

اى‏خسته‏دلان هلا بگریید

در ماتم او خمش مباشید

یا نعره زنید یا بگریید

تا روح كه متصل‏به جسم است

از تن نشود جدا بگریید

در گریه سخن نكو نیاید

من مى‏گویم، شما بگریید

بر دنیاى كم بقا بخندید

بر عالم پر عنا بگریید

بسیار در او نمى‏توان بود

بر اندكى‏بقا بگریید

بر جور و جفاى آن جماعت

یكدم ز سر صفا بگریید

اشك از پى چیست؟تابریزید

چشم از پى چیست؟ تا بگریید

در گریه به صد زبان بنالید

در پرده به صد نوابگریید

نسیان گنه صواب نبود

كردید بسى خطا، بگریید

وز بهر نزول غیث رحمت

چون ابر،گه دعا بگریید 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 4:35 بعد از ظهر  توسط نیما  | 

خداوند جسم انسان را حکيمانه طراحی کرده است ، طوری که نه بتواند به خود تيپا بزند و نه دست تاييد به پشت خود بزند،

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 3:3 قبل از ظهر  توسط نیما  | 

 

به نام او...

تا حالا به معنی " کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا " فکر کردی؟

ترجمه اش رو همه می دونن یعنی همه سرزمین ها کربلاست و همه روزها عاشوراست.

خیلی ها فکر میکنن یعنی اینکه هر جا  و هر زمان وقت مناسبی است که بشینی برای امام حسین گریه و عزاداری کنی.

مشکل بزرگ ما شیعیان اینه که هرسال روز عاشورا میاد و میره ولی ازش درس نمیگیریم اصلا متوجه نیستیم معنی اش چیه.

می خوای معنی اش رو بدونی :

یعنی تو  که هر سال برای امام حسین عزاداری میکنی.

یعنی هر روز ممکنه یه عاشورا تو یه سرزمین اتفاق بیفته.

و هر کسی ممکنه فریاد بزنه "هل من ناصر ینصرنی" آیا کسی هست مرا یاری کند ؟

 

در روزعاشورا  یاران امام حسین دو قسمت شدند یک گروه که ندا رو لبیک گفتند جنگیدند و شهید شدند وسرافرازشدند و گروه بعدی که شبانه فرار کردند و چون در خواست کمک رو شنیدند و از دور نظاره گر شهادت " یک گروه مظلوم "بودند و بی اعتنایی کردند پس گناهی مرتکب شدند نابخشودنی که دست کمی هم نداشت از گناه دشمنان [بنی امیه].

گروه دیگر به نام بنی اسد از دور شاهدبودند و گریستند و دعا کردند ولی وقت گریه و دعا نبود پس آنان نیز گناهی کمتر از دشمنان و یاران بی وفا نداشتند.

در روز عاشورا فقط از دو گروه یاد شده یاران"خوب" و دشمنان"بد" هیچ گروه میانه ای در کار نیست.

پس ای گریه کن امام حسین اگر این حدیث روقبول داری "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا" پس خوب گوشهاتو باز کن ببین امروز صدای هل من ناصر ینصرنی از کجا به گوش می رسه.

 

بله امروز عاشورایی دیگر به پا شده با شخصیتهایی بسیار شبیه واقعه کربلا.

در آن زمان یزید، امام حسین ویارانش را به اتهام درغین کفر متهم کردو امروزامریکا فرزند امام حسین "سید حسن نصر الله "ویارانش را به اتهام تروریسم، روز عاشورا خیمه های اهل بیت سوزانده می شد امروز خانه های شیعیان بمباران میشود.

در آن زمان منبرهای مساجد در اختیار بنی امیه بود و امروز شبکه های خبری در اختیار امریکا و انگلیس.

روز عاشورا به یاران امام حسین گفتند هر که امام حسین را تنها بگذارد آزاد است و با او کاری نداریم و امروز به مردم و دولت لبنان می گویند شما از حزب الله حمایت نکنید ما هم به شما کاری نداریم.

روز عاشورا حضرت علی اصغر در دست پدرش آن گونه شهید شد و امروز هزار علی اصغر و رقیه و سکینه در دست پدرانشان پر پر می شوند.

آن روز گروهی به نام بنی اسد کمی آن طرف تر ناله کردند و دعا و هیچ نکردند و امروز بعضی از مردم راهپیمایی می کنند و شعار می دهند و محکوم می کنند و در مساجد که باید سنگر محکم علیه کافران باشد به دعا بسنده می کنند.

 

به خود امام حسین قسم درس مهم عاشورا همین بود که اگه روزی مظلومی در سرزمینی مورد ظلم واقع شد آن روز عاشورا است و آن سرزمین همان کربلا است و سکوت در برابر آن نیز سکوت در برابر کربلاست.

پس ای دوستدار حسین مگه نمی گفتی "  یا لیتنی کنت معکم " اگه الان عاشوراست تا عصر نشده یه کاری کن و اگر عصر شد و کاری نکردی دیگه من رو سیاهم.

 

پس خوب گوش کن ببین چی میگم:

برای لبنانی ها دعا نکن چون پذیرفته نیست چون الان وقت دعا نیست و وقت عمله.

گریه هم نکن چون داری خودت رو گول می زنی.

 

دو دسته از افراد  میتونند سود بردند

قشر اول  اونهایی هستند که در سعی بر آن دارند که شیعه ای دانا بشوند     

 

 

 

  امروز در لندن نمايندگان آمريكا، اتحاديه اروپا و روسيه در باره برنامه‌ی هسته‌ای ‌ايران مذاكره می‌كنند.

 

 

 

 

 

     (امام حسین به سینه زن و زنجیر زن نادان و بی عمل نیاز نداره این مذهب نیاز به جنگجوهایی داره که سلاحشون علمشون باشه )

 

                                   

                      

 

 

                    Go to fullsize image

 

 

و دسته دوم اونهایی که در عمل به کربلائیان این دوران کمک میکنند .

اگه جزء هیج کدام از این دو دسته نیستی محرم سال اصلا سراغ مراسم عزاداری نرو و حق نداری برای امام حسین گریه کنی لباس سیاه هم نپوش چون خودت در برابر عاشورا سکوت کردی.

 

 

 

 

 

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 1:45 قبل از ظهر  توسط نیما  | 

پروردگارا

               به من آرامش ده

 

تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم

دلیری ده

            تا تغییر دهم آنچه را که می توانم تغییر دهم

 

بینش ده

           تا تفاوت این دو را بدانم

 

و مرا فهم ده

           تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند.

 |+| نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 2:25 قبل از ظهر  توسط نیما  | 

ما عاشق و رند و باده خواریم            کز گردش روزگار خواریم

از مال و منال بی نصیبیم           در کشور فقر تلجدلریم

با آب حیاتمان چه کار است           ما   تشنه  لعل  آبداریم

از  غمزه  نیم  مست  دلدلر             منصور صفت به پای داریم

ما زهد و ریا  نهاده  یک سو             با لیلی عشق در قماریم

بنشسته ای  از چه  مسیحا              بر خیز که مرده در مزاریم

از  قید  و  علایق  زمانه                بگسسته و در خیال  یاریم

سرگشته به شهر همچو پرگار              از گردش چرخ کجمداریم

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 1:14 قبل از ظهر  توسط نیما  | 
هیچ نیازی به توضیح نداره . فقط کافیه نگاه کنید و افسوس بخورید .

بالای آخرین عکس نوشته ( عکس خودش حرف میزنه )

اینه دموکراسی و آزادی بیان

 

Go to fullsize image

 

 

 

 

 

 

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 12:17 بعد از ظهر  توسط نیما  | 
ببخشید که چند وقتی نیومده بودم . امتحان داشتم .

انشالاه جبران میکنم

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 3:12 قبل از ظهر  توسط نیما  | 

نامه سرباز فراری به خدا         

سلام ای محبوب من و ای معشوق من و ای زیبای من

ای خدای من ، این عزت مرا بس است که من بنده توهستم . و این افتخار مرا کافیست که پروردگار منی .

خدایا تو آنچنانی که دوستت دارم . مرا آنچنان قرارده که دوست میداری . ای خدای بزرگ و ای کمال مطلق . ای خدایی که مرا منتظر بهترین بهترینها کرده ای  .

 ای مونس تنهایی های من .

امروز این بنده کوچک تو سر شار نیاز است یقین دارم که مرا دوست می داری . ای محبوب من ، من عشق را از تو آموخته ام . و اینک به من بیاموز که چکونه این بارسنگین انتظار را بر این جسم ضعیف بکشم .

ای خالق من ای که از روحت درمن دمیدی و مرا اشرف مخلوقات خود خواندی آنچنان از انتظار اشباع شده ام که دیگر  توانی برای انتظارنمیبینم .

به من صبری عنایت فرما که بتوانم تا ظهور او طاقت بیاورم.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 3:21 قبل از ظهر  توسط نیما  | 

هفت سین
بــاز مـــی آیــــد بــــهـــار دلـنشین /  بــاز بــلـبــل مــی شــود با گل قرین
بــاز صـــحــرا پـر شقایق می شود /  بــاز روشــن قــلب عـاشق می شود
فــصــل ســـرد از هــیــبت باد بـهار /  مــی کــنـــد از پــیـش روی او فـرار
ســفــره هــا بــا هـفت سین آراسته /  بــا گـــل مـــهـــر و صــفـــا پیراسته
بــر ســر سفره جـوان و خُرد و پیر /  ســبزه و آئــیــنـه و مــاهـی و سـیر
سـیـب و سـنـبـل در کـنـار یــاسـمـن /  عطربــیــد مـِشک چــون مُشک خُتَن
سرکه و سنجد، سماق و شمع و گل /  عـــیـــد آمــد بـــا دف و ســاز و دُهُل
ســال نــوتـحـویل و سال کهنه رفـت /  هــم دل مــا تـازه شد هم شال و رخت
یــا مــُقــلّب،قــلب مـــارا شـــاد کــن /  یـــا مـــُدبّـــر خـــانــــه را آبـــاد کـــن
یـــا مـــُحـــول ،اَحســــنُ الــّحالم نما /  از بـــدیـــهــــا فـــارغُ الـــبـــالــم نـما
ایـــن دل «جـــاویــد» را پـاک از ریـا /  کُــن خــــدا ،ای قـــادر بـــی مــنـتــها


بهاریه
بازکن پنجره را
و ببین پر زدن بلبل باغ
که شده مست زبوی خوش و جان بخش بهار
وبکش با نفسی تند و عمیق
بوی عطر گل یاس
وببین مرغک آزرده عشق
که حزین بود و نزار
با شکوفایی گلهای بهار
شده سرمست غرور
دیگر آن سوزش سرمای زمستان
نخورد بر بدن سبز درخت
یا که شلّاق خزان
نکند غنچه گل را پرپر
بازکن پنجره را
پرکن از رایحه و عطر بهار
ریه خسته ز سوز و سرما
و ببین در همه جا
فرشی از سبزه وگل پهن شده ست
تک درختی که زسرما بدنش می لرزید
جامه سبز به تن کرده
تنش گرم شده ست
پولکی را که سپید است و قشنگ
یا که زرد است و بنفش
دست خیّاط زمان
روی این جامه سبز
دانه دانه زده با زیبایی
گوییا فصل بهار
کرده بر پیکر این تازه عروس
تورخوش رنگ و سپید
از لطافت چو حریر

این بهار هم گذرا است
سال دیگر شاید
نتواند بگشاید« جاوید »
باز این پنجره را


عید بر شما مبارک باد

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت 3:26 قبل از ظهر  توسط نیما  | 
سلام

خلاصه و مفید (عیدتون مبارک )

امیدوارم خداوند متعال کمکتون کنه تا سال خوبی پیش رو داشته باشید

الهی تکیه بر لطف تو کردم           به جز لطفت ندارم تکیه گاهی

گرفتم دامن بخشنده ای را         که بخشد از کرم کوهی به کاهی

 

برای من هم دعا کنید . یا حق

 |+| نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1385ساعت 4:8 قبل از ظهر  توسط نیما  | 

 

 

مگس خان افغان بر سر قبر حافظ شیرازی آمده و به جهت هتک  حرمت شیعه قصد تخریب مقبره حافظ را داشت جمعی او را منع کرده و در نهایت قرار بر تفأل از دیوان حافظ شد این شعر آمد .

ای مگس عرصۀ سیمرغ نه جولانگه تست 

                                                       عرض خود میبری  و زحمت ما میداری

 |+| نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1384ساعت 8:44 بعد از ظهر  توسط نیما  | 

من می نه ز بهر تنگدستی نخورم            یا از غم رسوایی و مستی نخورم

من می ز برای خوشدلی میخوردم           اکنون که تو بر دلم نشستی نخورم

            

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 0:9 قبل از ظهر  توسط نیما  | 

 

امشب بصحرا بیکفن جسم شهیدان است

شام غریبان است

امشب نوای کودکان بر بام کیوان است

شام غریبان است

امشب به دشت کربلا نالان یتیمانند

تا صبح گریانند.

امشب بروی کشته ها در ناله مرغانند

چون نی در افغانند

برخاک بی غسل و کفن رعنا جوانند

خوابیده عریانند

خون میرود امشب ز چشم دختر زهرا

اف بر تو ای دنیا

آل علی ویران نشین اندر بیابان است

شام غریبان است

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1384ساعت 8:39 بعد از ظهر  توسط نیما  | 

یه زمانی  پیغمبرتون  بت هایی که در کعبه بود را شکست . و حالا هم این آقای احمدی نژاد هنوز نیومده زد و بت یهود را شکست ( هولوکاست ) خوب حق هم دارند  که باهاتون بدند. بیخود نیست که کشتن 10 نفر مسلمون را برابر با بهشت میدونند.شما از تروریست ها هم بد ترید . آخه یکی نیست بگه چرا شما مسلمون ها اینقدر بدید . این صهیونیست های عزیزم سال های سال روی مخ دنیا کار کردند تا اینکه دیگه مردم داشت کم کم باورشون میشد .

چرا پوز هولوکاست و هولوکاستی ها را به خاک میمالونید . آخه چرا اینقده شما ها ظالمید ؟ احمدی نژاد تو خیلی آدم بدی هستی . خدا سنگت کنه . از این عرب های شیکم گنده یاد بگیر  نصف توئند ( از نظرعقل ) . ببین چه قدر قشنگ نیشستند دارند کشته شدن خودشون را میبینند. خوب چه طور میشه اگه تو هم مثل بچه آدم بشینی و ببینی ؟

                         Your Image

 اصلا این احمدی نژاد از بس توطئه گره این شارون عزیزم را به این حال و روز انداخته . سگه تو کوچه  قربون هیکل نقلی آریل جونم بره  . الهی خدا از این احمد نژاد نگذره . که این قدر تن این بچه را میلرزونه . یکی نیست به این احمدی نژاد بگه : اصلا تو میدونی گوشت گاو کیلویی چنده اونم از نوع اسرائیلیش  ؟ که اینقدر گوشت های این بدبخت بینوا را به تنش آب میکنی ؟

 

آخه چرا اینقدر دنیا به این ها ظلم میکنه . آخه چرا اینقدر نمک رو زخمشون میریزید . مگه نمیدونید اینها تو جنگ جهانی 6 ملیون نفرشون سوزونده کشده ؟ فکر نکنید اینها که میگن ننه من غریبم بازیه ها  .....  

 

اصلا من داشتم فکر میکردم که یه نامه به رئیس قوه قضائیه بنویسم و ازشون بخوام که هر کی در مورد افسانه هولوکاست ( ببخشید از دهنم پرید تصحیح میکنم فاجعه هولوکاست) حرف زد اعدامش کنند . یا اصلا برای اینکه خیال صهیونیست های عزیزم  راحت باشه بسوزونندش.

 

از بس حرف زدم یادم رفت  به "گیلاد" و" عمری" عزیزم مرگ مغزی پدرشون را بهشون تبریک بگم (ببخشید منظورم  تسلیت بود)

ماشالا "عمری" جونم دیگه واسه خودش یه گاو شده . اما به نظر نمیرسه که گیلاد حلال زاده باشه .

        

 

یه وقت فکر نکنید گاو و گوساله که میگم  منظورم جسارت بهشون بوده ها ...  نه این صهیون های دوست داشتنی  هر کی بهشون بگه گوساله خیلی خوششون میاد . اگه که بهشون بگی گاو  خیلی خیلی   خوششون میاد . که گاهی اوقات به مرگ مغزی منجر میشه .  

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1384ساعت 4:42 قبل از ظهر  توسط نیما  | 

دوستان عزیز سلام خسته نباشید .

تصمیم داشتم یه پست حسابی در مورد سکته گاو اسرائیلی ها بنویسم

 

                  ariel_sharon.jpg

 

اما از اونجایی که امتحانات برام فرصتی نگذاشته از همتون کمال پوزش را می طلبم . امیدوارم این تقصیر را در اسرع وقت جبران کنم .

یا حق

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 3:21 بعد از ظهر  توسط نیما  | 
 
  بالا